میثم در چهارماهگی خود چه کرد ؟

 

 

میثم گل ما الان دیگه چهار ماهش تموم شده وکارای جدید یاد گرفته :

 

 

   فسقلک حالا دیگه مشتاشو باز میکنه (اینقدر مشتاشو محکم می بست که کف دستش عرق میکرد وبابایی کف دستش دستمال کاغذی میذاشت تا خشک بشه )

 

 

 

 

  *تختش رو آوردیم تو اتاق خودمون کلی هم ازش عروسک اویزون کردیم تا آقا حوصله اش سر نره ،گل سر سبد عروسکا هم پسر ملوان زبله که ما بهش میگیم –زبل خان –در هر حالتی که باشه چشمش که به زبل خان می افته یا میخنده یا باهاش حرف میزنه

 

           *مامان وبابا رو خوب میشناسه نسبت به ما حسابی ابراز احساسات میکنه ودائم به نشانه محبت لثه های بی دندونشو نشون میده

 

     *حالا دیگه اگه زیر گلوش رو بوس کنی از خنده غش میره وخنده های صدادار از خودش در میاره

    *شستش رو تا منتهی الیه میکنه تو دهانش ومیمکه انگار داره شکلات کاکائویی میخوره  

    *تا میتونه پاهاشو بالا میاره (فکر میکنم تازه کشفشون کرده )

 

    *بیشتر لباساش براش کوچیک شده (باید به فکر لباسای نو باشیم )

 

    *خدا نکنه کسی آماده بیرون رفتن بشه چنان دست وپایی میزنه که آدم رحمش میاد ونمیتونه بغلش نکنه ویه دورش نده

 

   *کمرشو تا جایی که امکان داره بالا میاره ومحکم میکوبه زمین

 

  *اقا دیگه بزرگ شده ونی نی لای لای رو تحویل نمیگیره ،اگه خیلی لطف کنه ازش به عنوان صندلی استفاده میکنه

 

   *از دیدن قیافه خودش تو آینه حسابی ذوق میکنه ومیخنده

   *علاقه وافری به روی پا ایستادن داره و میشه گفت مهارت کافی هم داره

 

   *لیوان چای رو با حرص وولع نگاه میکنه بعد شروع میکنه به مزه مزه کردن دهانش(یعنی چی)؟

 

    *صبح ها وقتی از خواب بلند میشه تا جایی که میتونه آواز میخونه وجیغ میکشه ،وقتی آقا بیدارن هیچ کس حق نداره بخوابه باید بقیه هم بیدار باشن وباهاش بازی کنن

*وقتی بابا باشه وباهاش حرف نزنه انقدر صداهای عجیب وغریب در میاره که زود باشید با من حرف بزنید

  خلاصه فسقلک من چهار ماهش  تموم شده والان 7400 وزنش وقد 65 ودور سر45

امیدوارم همیشه سر زنده وسلامت باشی  

 







+ نوشته شده در ۱۳۸٧/۸/٥ ساعت ٥:٠٩ ‎ب.ظ توسط مامان میثم و مهدی نظرات ()