خدایا ترا شکر میگویم

خدایا ترا شکر میکنم که مرا بادرد رنج کشیدگان آشناکردی ...

خدایا ترا شکر میگویم که مرابه حال خود رها نکردی وبا دردو رنجی هرچند کوچک آشنا کردی ...

خدایا ترا شکر میگویم که درد ورنج وناملایمات دیگران را برایم نمایان ساختی تا هر لحظه بدانم که چقدر بنده ناشکری هستم ...

خدایا ترا شکر میگویم که دلواپسی هایم را جهت دادی وارزشمند کردی ...

خدایا ترا به خاطر منتی که برمن نهادی وهدیه ای آسمانی عطایم کردی شکر...

خدایا ترا به خاطر آنچه به من ندادی به عدد بزرگیت شکر ...

خداوندا به داده ها ونداده هایت شکر ... 

خداوندا ترا به خاطر اینکه توانایی شکر کردن را به من عطا نمودی شکر ...

 

وحالا حکایتی شنیدنی :

پیرمردی آهنگر که راه خدا را پیش گرفته بود وبنده خالص ومتقی پروردگار بود به سختی مریض شد.همسایه اش که مردی عیاش واز خدا بی خبر بود اورا شماتت میکرد که :چه شد که خداوند تو را به این روز انداخت میبینم که دوستی که از ان سخن میگفتی اکنون تو را به مرضی سخت مبتلا ساخته است !!!!!!!!

پیرمرد آهنگر پاسخ داد : ما در پیشه آهنگری خود دو نوع آهن داریم :بعضی از آنها را که به هیچ دردی نمیخورند داخل ظرفی جداگانه میاندازیم تا در فرصتی مناسب دور بریزیم ونوع دوم اهن هایی است که برای شکل دادن و استفاده مطلوب داخل کوره میگذاریم وحرارت داغ وسوزان میدهیم واز آنها وسایل مفید میسازیم ...بندگان خدا نیز نزد او اینچنین اند ...

....وحال تو ای عزیزی که خواننده این سطوری :

...خداوند را بر آنچه به تو داده شکر گوی وبرآنچه نداده سپاس ومنت

...در رنج ها ومشکلات شکیبا باش که چون آهنی گداخته شوی ومحبوب درگاه او گردی

...رنج های دیگران را مهم بشمار وتا میتوانی برای فرج در کارشان دعا کن

...بر آنچه خداوند بدون منت وزحمت به تو داده غره ومغرور نشو که مالک حقیقی هر گاه اراده کند توان آن را دارد که تو را از نعمت هایش محروم نماید

------------------الهی وربی من لی غیرک -------------------

 

+ نوشته شده در ۱۳۸٧/۱٠/٧ ساعت ۱۱:٠٤ ‎ب.ظ توسط مامان میثم و مهدی نظرات ()