تقویم 1388 آقا میثم

اینم از تقویم 88 آقا میثم ...

راستی تا یادم نرفته بگم که فکر میکنم  سن شکوفایی یادگیری تو نی نی کوچولوها یازده ماهگی باشه ...درمورد پسر من که اینطوری بود ...ضبط صوت ودوربین فیلمبرداری  دیدید..؟ یه چیزی تو همون مایه ها ...

حلقه های هوش رو از استوانه درمیاره و برای خودش حسابی دست میزنه ...

اهنگ سلام کردن و اسم بعضی از دور  وبریا رو بلده ...

توپ رو میندازه و برای خودش دست میزنه ...

ازش بپرسی خرسی کو ؟ دنبالش میگرده ...و همینطور بابایی و عمه جون ...البته درمورد دوتای اخر اول به در ورودی نگاه میکنه ..همون جایی که عمه و بابایی از اونجا وارد میشن ...

اینقدر حرف میزنه که دیگه صداش تو خواب هم تو کله ام میپیچه ...

خدا حفظش کنه ...میثم و همه بچه های گل ایران زمین رو ....

این شعر هم ضمیمه تقویم :

میثم میگه :بابایی

منو ببر یه جایی

بیا بریم مهمونی

خونه عمو یا دایی

باباش میگه :نمیشه

جمعه میریم مهمونی

بعد جمعه رو با تقویم

نشون میده به نی نی

میگه :ببین که هفته

فقط یه جمعه داره

این روزا برای گردش

باقی برای کاره

گردش مهمونی هم

روی حساب کتابه

نی نی میگه :باباجون

تقویمتون خرابه

یه تقویمی بخر که

توش پرجمعه باشه

فکر میکنه که مشکل

از تقویم باباشه

 

برای میثم دونمونه درست کردم

این یکیش

 

 

 

 

 بقیه تقویما تو ادامه مطلب

 

 

 

 

 


 

 

 

 

 

+ نوشته شده در ۱۳۸۸/٢/٧ ساعت ٧:٠٥ ‎ب.ظ توسط مامان میثم و مهدی نظرات ()