بیا مشهد عارفان را نگر

خدا بر سر ملک ایران نوشت

خراسان زمینی است رشک بهشت

سناباد شد شهر لطف و صفا

به لطف علی بن موسی الرضا

جهانی هوادار این نام شد

طواف کبوتر بر این بام شد

بیا قبله عاشقان را نگر

بیا مشهد عارفان را نگر

از این مردمان مجاور نشین

ببین زائران را رضا بر جبین

دعای بهارش تو را یار باد

                                        همیشه بر و بومش آباد باد

 

جاتون خالی امسال تمام عید رو مشهد بودیم و لذت بردیم ، مشهد ما یه چند سالی هست که عید نوروز اِلِمان های جالبی رو نصب میکنه ما هم امسال به قول مشهدیا (زائربازی) درآوردیم و دوربین به دست راه افتادیم و با این نمادا عکس گرفتیم البته تعدادش خیلی بیشتر از این بود منتهی وسعت شهر مشهد نذاشت تا از همه اونا عکس بگیریم ...

 این نمادها هرکدوم یادآور خاطرات گذشته و حس خوب کودکی بودن :ببینید :

 

 

اولین عکس رقص محلی خراسانه همونطور که میبینید کنار هر تندیس نام طراح و مجری هر کدوم رو روی تابلویی نصب کردن و برای هر طرح یک عدد انتخاب شده که بازدید کننده بتونه از میان این طرح ها بهترین رو انتخاب و پیامک بزنه ،در حقیقت یه جور مسابقه هم محسوب میشد (میدان بوعلی)

 

 

 

اینم یه لونه پرنده که اول بهاری سه تا تخم خوشگل گذاشته (میدان فردوسی )

 

 

اینم یه گیوه که توش سبزه های عید رو کاشتن (میدان جانباز) (زهرا حسین میثم )

 

 

این یکی از زیباترین طرح ها یی بود که اجرا شده بود : چرخ خیاطی قدیمی مامانا با تمام جزئیات ...بسیار زیبا کار شده بود و خیلی هم بزرگ بود  ...

این عکس یه پی نوشت هم داره :‌

اون جوش های ریزی که تو صورت میثم میبینید اثر آبله مرغان !! هست  بله آقا میثم روز 8 فروردین ابله مرغون گرفت البته تو کل بدنش 15 تاییی بیشتر نبود و خداروشکر اصلا اذیتش نکرد اما ... جمع کثیری از بچه های فامیل به همین سبب ابله مرغون گرفتن و اخبارش تا الان که 20 فروردین هست کم کم میرسه که فلانی هم گرفت !!!! ما هم اصلا عذاب وجدان نداریم  چون بالاخره باید بگیرن دیگه نیشخند

خلاصه گفتیم اگه از اخبار شنیدید که ابله مرغان وسیع مشهد را فرا گرفت تعجب نکنید عاملش تو تهرانه !!چشمک

 

اینم یکی از خاطره انگیز ترین هاش هست : کتاب فارسی اول دبستان )یادش بخیر (

 

 

به این میگن(چراغ والور) یه چراغ قدیمی که اون موقع ها خیلی استفاده داشته علاوه بر اینکه اتاق رو گرم میکرده به گفته یکی از قدیمیا روش یه دونه چهارپایه میذاشتن و  قابلمه غذای بچه رو روی اون میذاشتن روی در قابلمه هم قوری چایی !!! فکر کنید همه اینا وسط یه اتاقی بوده که توش 7 الی 8 تا بچه قد و نیم قد درحال بازی بودن !!!! تعجب

حالا من تواین فکرم که چرا بچه های قدیم اینقدر حرف گوش کن بودن بچه های حالا !

یعنی واقعا فکر اینکه یه همچین وسیله ای تو یه اتاق که هیچ تو یه خونه باشه و یه دونه بچه هم  توش باشه میتونید بکنید ؟

راستی یه نکته دیگه هم توش هست و اینکه چقدر قدیمیا قدر انرزی رو میدونستن وازش اینقدر دقیق و بهینه استفاده میکردن ...

 

اینم قلک بچگیامون ! که وقتی میشکست چه حالی میداد لبخند پولای توش هم اصلا 10 هزارتومنی و 5 هزارتومنی نبود همون 20 تومنیای قدیمی بود که بچه های الان اصلا نمیشناسنش 

(میدان اما م خمینی)

 

 

این نماد رو روی یه مسجد هم دیدم اما ربطش رو به ایستگاه مترو نمیدونم مژه

 

 

اینجا یه آتلیه خیابانیه جاییکه درست شده  برای بچه ها تا بشینن توش و عکسای خوشگل بگیرن  از ایده اشون خوشم اومد(خیابان ااحمد آباد)

 

 

 

 

 

 

اینو ببینید خیلی خیلی جالب بود همه ماهیای تو آکواریوم هم واقعی و زنده بودن

شبیه این طرح درمورد یه کیوسک اجرا شده بود ...کیوسک های تلفنی قدیمی که میرفتیم توش و حرف میزدیم رو یادتونه ؟ همونایی که زرد بود همونایی که برامون محدوده شخصی ایجاد میکرد و همه حرفامون رو عالم و آدم نمیشنیدن  همونایی که مثل اشپزخونه هامون اپن نبود ! از اونا هم درست کرده بودن و توش یه عالمه ماهی ریخته بودن

 

اینم مثلا یه الاغ بود که بار سیب داشت البته بار سیبش در حال ساخت بود و ما تحمل نداشتیم تا کامل بشه چون تگرگ شدید شروع شد و فرار کردیم

 

 یادتونه کوچیک که بودیم میوه و شیرینی رو تو این پاکتای کاهی میریختن ؟ چقدر طعم نون خامه ای که ما مشهدیا بهش میگیم :نارنجک !  تو اون پاکت کاهی  دلچسب بود .. تواین طرح سیبا از پاکت ریخته بیرون ...

 

 چون این پست خیلی طولانی شد حرفایی که درمورد سال حمایت از تولید ملی داشتم رو نمینویسم و میذارم برای یه پست دیگه ...

+ نوشته شده در ۱۳٩۱/۱/٢٠ ساعت ٧:۱٠ ‎ب.ظ توسط مامان میثم و مهدی نظرات ()