نسل آینده

رفته بودیم نمایشگاه تخصصی !! مادر و کودک ...این نمایشگاه هم مثل  هر 5 تای قبلی هیییچ چیز جدیدی نداشت انگار مغازه های خیابون بهار و سنایی اومدن  تو نمایشگاه یه چند روزی جنساشون رو آب کنن !!محصولات فرهنگی هم مثل همیشه غریب و خلوت و کم !

چیزی که از همه بیشتر برای من عجیب بود اینکه تو سال حمایت از تولید ملی وکار و سرمایه ایرانی ، یه دونه غرفه که محصول ایرانی ارائه بده نبود ، انگار این نمایشگاه رو زده بودن که ملت عاشق مارک و برند بتونن محصولات اورجینال پیدا کنن و تو بازار سرشون کلاه نره !!!هی وای من ! یعنی واقعا این چیزی که میگم دردآور ترین نکته تو این نمایشگاه بود اینقدر که دلم میخواست های های گریه کنم ...

ما ملت غربزده و دیوانه و مست غرب ، کی میخوایم بفهمیم که هموطن خودمون هم توانایی تولید بهترین ها رو داره ؟کی میخوایم بفهمیم جهاد اقتصادی یعنی اینکه پول رو به کارگر زحمتکش هموطن بدم خیلی ارزشمندتر از اینه که جیب پر از پول تاجر ایرانی و خارجی  رو سنگین تر کنم ؟ خداییش اگه یه قدری فکر کنیم میبینیم که خرید محصول خارجی تنها به یه نفر کمک  میکنه و اون یه نفر تاجر پولدار بالا نشینه که هر روز با بالاترین مدل ماشین از کنار کارگر زحمتکش کارخونه رد میشه و نیم نگاهی هم بهش نمیکنه !!!

اینا رو که مینویسم واقعا عقده گلوم رو میگیره ... درسته که محصول ایرانی هم باید کیفیت داشته باشه تا قابل استفاده باشه اما به نظر من هر کسی باید وظیفه خودش رو انجام بده ، رهبر من همونطور که تولید کننده ایرانی رو امر به بهتر کردن کیفیت میکنه به من هم امر میکنه که از این تولید حمایت کنم ...من باید به وظیفه خودم عمل کنم نه اینکه توجیهی بیارم که چون دیگران به وظیفه اشون عمل نمیکنن پس منم عمل نمیکنم !!!!

دوستی میگفت چرا وضعیت اقتصادی جامعه اینقدر خراب شده ؟ چرا رهبر دراین زمینه کاری نمیکنه ؟ از گفته اش خیلی تعجب کردم گفتم : عزیز من رهبر به مسئولین و مردم تذکر داد تو به عنوان یه نفر از آحاد مردم چقدر به حرف رهبرت گوش کردی ؟ چرا توقع داریم معجزه رخ بده و وضعیت اقتصادی بهبود پیدا کنه ؟ همه ما میدونیم که خیلیها از این وضعیت خراب اقتصادی سودها میبرن و از این شیفتگی ما به کالای غربی پولها به جیب  میزنن و  خواب پریشان شبشون اینه که نکنه یه روزی ملت به حرف رهبر گوش بدن و به سمت و سوی حمایت از کالای ایرانی برن که دراینصورت باید خاک عزا بر سر کنن ...

 

وقتی رهبر ابتدای سال اعلام میکنه حمایت از تولید ملی یعنی تحریم کالای خارجی اما کدوم یکی از ما کالای خارجی رو تحریم کردیم ؟ وقتی تو یه مغازه انواع رنگانگ شکلات ایرانی و خارجی هست چرا مستقیم میریم به سمت شکلات خارجی که معلوم نیست چی توشه ...

بگذریم که درد دل من از اینا خیلی بیشتره ... خدا کنه فردای قیامت درمقابل بزرگان دین شرمنده نباشم

 

-----------------------------------------------------

 

تو همون نمایشگاه مادر و کودک یه عالمه بروشور بهمون دادن که سرشاز ار تبلیغات آتلیه ها و عکاسی های تخصصی کودک بود ...یه تورقی تو آلبوم هاشون کردم  و یه نکته به نظرم جالب اومد : اینکه تو همه عکسا محوریت با کودکه !! شاید بگید که خب اتلیه مال کودکه ! اما هیچ فکر کردید آلبوم عکسای کودکی ما چرا برامون اینقدر خاطره انگیز و جذابه ؟ چرا هر وقت ورق میزنیم کلی حس زیبا و خاطره انگیز برامون تداعی میشه ؟ دختر خاله ها و پسر خاله هایی که با شور و هیجان بازی  میکردیم و حین بازی یه بزرگتری ازمون عکس میگرفت

تولدهایی که با کمترین هزینه وبا یه کیک دست ساز مادر برگزار میشد و جوراب هایی که لای یه ورق کادویی (که چند بار هم استفاده شده بود ) پیچیده میشد و به عنوان هدیه به داداش ویا خواهرمون هدیه میدادیم و از این صحنه ها عکس میگرفتیم

عکسای دسته  جمعی که با عروس و داماد میگرفتیم و مینشستیم رو پاشون و کلی ذوق میکردیم

عکس با همکلاسیای صمیمی دوران کودکیمون و معلم کلاس اول !

عکسایی که رو موتورای پلاستیکی و سه چرخه های ارثی برادر خواهرای بزرگترمون میگرفتیم

حتی ادا و اصول هایی که پشت سر هم درمیاوردم تا موقع عکس انداختن نفر جلویی شاخ دار بیفته

عکس دسته جمعی بچه های فامیل که لابه لاشون یکی دوتا بی دندون با خنده های شیرین دیده میشن

پسر بچه هایی که تو کوچه دست تو گردن هم انداختن با لباسای خاکی عکس گرفتن

 

دختر بچه های همسایه که اسباب بازیهای خاله بازی شون رو با وسواس چیدن و از خاله بازی عکس گرفتن

 

همه ایناست که البوم عکس کودکی رو برای ما شیرین و جذاب میکنه

اما

فکر کنید بچه های بیست سال آینده چه آلبومی از کودکی خودشون دارن :

عکس نوزادی رو یه کف دست (که معلوم نیست دست کیه )

کف دست کودک روی دست مامان و بابایی که هیچ اثری از چهره اشون نیست و فقط  دستاشون پیداست

 عکس شش ماهگی تو یه سبد حصیری که دور وبرش پراز کاهه و روسرش هم یه کلاه آفتابیه حصیریه !!!

عکس کودکی تو یه دیگ بزرگ ماکارونی ابکش شده که یه قدری از ماکارونیا رو سر و کله کودک ریخته شده

عکس یه بچه که رو موتوری دوبرابر قد خودش نشسته و فیگور کابوئی گرفته !!

عکس یه کودک با لباسای رنگ و وارنگ و شیک و باکلاس (برای اینکه بدونی ما چقدر برات  خرج کردیم )

عکس تولد یه سالگی با یه کیک بزرگ و شیک و کلی جعبه های هدیه که اثری از هدیه  دهنده ها تو عکس نیست

و....

 

به نظرتون کدوم یکی از اینا خاطرات کودکی مارو تداعی میکنن ؟ کدوم یکی محبتای بی نظیر پدربزرگ و مادربزرگ و خاله و عمو عمه و... رو یادآوری میکنن ؟ کدوم یکی میتونن چهره جوون و شاداب پدر و مادرمون رو تو کودکی ما یادآوری کنن ؟ کدوم یکی میتونن خنده های بی ریا و سرشار از انرژی مارو برامون تداعی کنن ؟کدوم یکی میتونن چهره دوستان قدیمی مون رو که حالا جوونای برومندی شدن برامون یادآوری کنن ؟

جوونای بیست سال آینده چه خاطره ای از کودکیشون دارن ؟

رشد روز افزون این آتلیه ها و گرایش شدید خانواده ها به این مدل عکس گرفتن ها اینده سرد و بیروح و بدون خاطرات دوست داشتنی برای بچه های مارقم میزنه ...کمی فکر کنیم ...به کجا چنین شتابان ؟

 

------------------------------

قراری با دوستان با محبت ، پارک لاله ( برنامه بچه ها : آب بازی با تفنگ اب پاش)

 میثم و امیر علی

 

حنان ، کوچکترین و جدیدترین عضو کلوپ دوستان با محبت

 

 

مشارکت مامانا در آب بازی با تفنگ آب پاش

 

 

هیجان پسرها تو بازی ( امیرعلی ،حسین ، میثم و امیرمهدی )

 

 

کمی ارامش و دوباره بازی

 

 

دومین قرار دوستان با محبت باز هم پارک لاله به افتخار حضور دست اصفهانی دوقلو (محمد حسین و محمد هادی )

 

اینم هنرنمایی مامان میثم برای پسرش در سواحل زیبای شمال

 

یک کار هنری و جالب و سرگزم  کننده برای بچه ها :

با مداد شمعی سفید یه طرح رو روی کاغذ به صورت پر رنگ بکشید

بعد روی اون رو با  ابرنگ ترجیحا رنگ روشن آروم زنگ بزنید

 

طرحی که با مداد شمعی سفید کشیده بودید و دیده نمیشد پدیدار میشه

(برای بچه ها خیلی جالب و هیجان انگیزه )

:از کتاب (خلاقیت هنری برای کودکان)

 

سومین قرار دوستان با محبت (منزل یکی از دوستان ) برنامه بچه ها (بالش بازی و خونه سازی )

 

البته به ابتکار مهفا دوست عزیزمون بالا بلندی هم بازی کردن



+ نوشته شده در ۱۳٩۱/۸/۱٢ ساعت ٢:٢٩ ‎ب.ظ توسط مامان میثم و مهدی نظرات ()